سلطان محمد مطربي سمرقندي
527
تذكرة الشعراء ( فارسي )
فخر بر تارك فرقدان و مباهات بر سماوات مىسايد و از مخصّصات او در فنّ شاعرى ، آن است كه تدوين ديوان قصايدى ، بر ترتيب حروف تهجّى نموده ، مشتمل بر هفت هزار بيت كه همهء آن قصايد موشّح و مزيّن به نام نامى ممدوح عالىتبارش واقع شده كه از غرايب روزگار است . به اين فقير طريق محبت دارد و گاهى به منزل اين حقير تشريف مىآرد و از جملهء ابيات دلكش او غزلى و رباعى و قصيدهء فخريهاى ، در اين تذكره ، ذكر نموده شد . امّا غزل اين است : از تف غيرت دلا گر شعلهخيز آذر شوى * مىتوانى همنشين با جان غمپرور شوى گويمت دل گر ز طاقت در بن دوزخ سرشت * چون سمندر دانهچين از ريزهء اخگر شوى جان خواهش كاه و نه دل پاى طاقت استوار * گر ز طرز وعدهء مهرش پى باور شوى زير هرمو دوزخى دارم نهان از تاب رشك * بو الهوس گر يادم آرى مشت خاكستر شوى حاسدا در دشت رشك شعلهخيز « ناظمى » * كى توانى پر زدن گر مرغ آتشپر شوى رباعى : ما نخل محبّتيم و محنت بر ماست * ما آتش حسرتيم و غم اخگر ماست ما شمع منير محفل اندوهيم * پروانهصفت درد به گرد سر ماست بيت القصيده : حساب عمر و بقاى تو باد چندانى * كه در محاسبه عاجز شوند كلك و كتاب و القصيدة هذه :